سون تونز,دانلود,موزیک,موسیقی,آهنگ خارجی,دیسکوگرافی,آیتونز,آهنگ,آلبوم

نگاهی به آلبوم 7 از Beach house

No Rating

کاور آلبوم 7

“به تنهایی در باد و باران می‌دَوید؛ آن بیرون، خبری از آرزوهایش نبود. پس بیشتر دوید. به قطراتِ باران اجازه داد با آرزوهایش حل شوند. او دنیا را شناخته بود، فهمید که در آن خبری از پاکیِ دخترانه‌اش نیست، پس راهی نماند جز اینکه به آن عشق بِوَرزَد.”

بیچ‌هاوس، از مطرح‌ترین گروه‌های دریم‌پاپ دهه‌ی فعلی‌ست؛ آنها با انتشارِ آلبوم‌هایی چون Devotion، Teen Dream، Bloom و Depression Cherry، یکی از باثبات‌ترین گروه‌های موسیقی به شمار می‌روند. در این یادداشت نگاهی خواهیم داشت به هفتمین آلبوم گروه، با عنوان “7”.

شاید یکی از جذاب‌ترین نکات درموردِ این بندِ دو نفره، متشکل از Victoria Legrand و Alex Scally، تغییراتی‌ست که در طِی این سال‌ها در نگاهشان داشته‌اند. آنها، مثل تمام انسان‌ها و فلاسفه‌ی دیگر، دنیا را به شیوه‌ی خود می‌فهمند و کشف می‌کنند؛ ویکتوریا و الکس گویا در این امر بازشناسی خیلی هم پویا بوده‌اند؛ اگر آلبومِ Bloom را رویکردی وجودگرایانه‌ و معنابخشِ سارتری به زندگی ببینیم، و Depression Cherry آلبومی باشد با اشعاری احساسی و غم‌انگیز از احساساتِ جهان‌شُمول، آلبومِ “7” دختری‌ست متواضع، فرسوده و سالخورده؛ آلبومِ 7 تلخیِ سرخ‌رنگِ Depression Cherry را ندارد. غمِ این آلبوم، بالغ است. سیاه و سفید، با سینه‌ای ستبر. این آلبوم بیشتر ترکیبی‌ست از پذیرش دنیا، به همان صورت که هست؛ انگار احساساتِ پاک، رویاهای شیرین و عشقِ دختری، از دنیایش به درونش فروکش می‌کند. آن دختر این بار بزرگ‌ شده، شاید بتوان گفت “قوی‌تر” شده، روی پای خودش می‌ایستد و احساساتِ قشنگِ خود را، نه اینکه قربانی کند، اما برای خودَش نگه می‌دارد. اگر Depression Cherry از ترسِ همیشگی‌ِ شکستنِ یخِ زیر پای رقصِ عاشقانه‌ی اسکیت روی یخ می‌خوانْد، “7” این ترس را کنار می‌گذارد و حتمی بودنِ شکستنِ یخ را می‌پذیرد.

Beach House ; an American dream pop band from Baltimore, Maryland, formed in 2004

فضای آلبومِ “7” بیشتر دخترانه است؛ اکثرِ اشعار، اگر نه همه‌ی آنها را، ویکتوریا نوشته. شاید اولین چیزی که لفظ “دخترانه” تداعی کند، نگاهی جنس‌دوم‌وار را به همراه داشته باشد؛ شاید جملاتی مثل “دختر بودن یعنی…” به خاطرمان بیاید، که هریک از ما حداقل یکبار با آنها برخورد داشته‌ایم و نوعی نگاهِ مملوء از ضعف را در ذهن تداعی کند. اما دخترانه بودنِ فضای “7” از این امر فراتر می‌رود؛ نیروی مونث در طبیعتِ خود، حقیقت را اغوا می‌کند تا زیبایی بیآفریند؛ در این طبیعتِ پیچیده، حتی اگر دختری ضعفش را برملا کند، برای زیباییست. آلبوم “7” یک سمپاتی‌ست با تمامِ دخترانی که هرگز جسارتِ به کلمه در آوردنِ احساساتِشان را نداشتند؛ دختر به دنبال حقیقت نیست، برای حقیقت ارزشی قائل نیست؛ او برای زیبایی ارزش قائل است. اصلاً چرا و از کِی، به چه حقی، جست‌وجوی حقیقت ارزشمند و جست‌وجوی زیبایی بی‌ارزش تلقی شد؟ شاید، حقیقت خود زیباست و ارزشش را از زیرِ چترِ زیبایی بودن می‌گیرد. همانطور که نیچه، کتابِ خود “فراسوی نیک و بد” را چنین آغاز می‌کند:

Vorausgesetzt, daß die Wahrheit ein Weib ist –, wie?

و فرض، که حقیقت زن باشد؛ [حالا] چی؟

فضای آلبوم، نسبت به آلبوم‌های قبلِ بیچ‌هاوس تغییراتِ عمده و روبه‌مثبتی داشته؛ آنها با Sonic Boom همکاری کردند، که احتمالاً همین امر سبب شده تا کمی از فضای دریم‌پاپِ صِرف، به چیزی مابین دریم‌پاپ و شوگِیز نزدیک شوند. و حقا که چنین تغییری نیاز بود، وگرنه گروه با خطرِ یکنواخت شدنِ فضای کارهایش مواجه می‌‌شد. به عنوانِ مثال، اولین سینگلِ کار، Lemon Glow، درام‌پدِ دهه‌ هشتادی 808 و بیتی یکنواخت، اما تنظیمی کاملاً مخوف و نزدیک به شوگیز دارد. فضای آهنگ، همچون شعرش، “سخت و دشوار” پیش می‌رود؛ اما او این سختی را به جان خریده. برای هنرمند، خلقِ اثرِ هنری فرایندی شبیه به زایمان دارد؛ ساختن و پروراندنِ یک ایده در درون، خلقِ همراه با رنجِ آن و نهایتاً لذت تماشای بزرگ شدنِ آن اثر بطورِ مستقل. او اینبار رنج را، نه به عنوانِ چیزی بیرونی می‌پذیرد، بلکه برعکس، خود را جزئی از جهانی می‌بیند که رنج در آن حضور داشته؛ حیات، زایمان و پیشرویِ آن همیشه با رنج همراه بوده؛ اگر لگراند در آلبومِ قبل، دنیای درونش را مثل خانه‌ای شیشه‌ای، آسیب‌پذیر درمقابل دنیای واقعی می‌دید، در این آلبوم او خود را در دنیایی می‌بیند وارسته از هر قانونی، که اتفاقاً هر خانه‌ی شیشه‌ای در آن محکوم به فروپاشیست. اگر آلبومِ قبل، “دختر” است، این آلبوم “مادر” است، مادری که هنوز در درونش دختری زندگی می‌کند سرشار از اغواگری، قداست و زیبایی، اما همه‌ی اینها را به عشقِ به حیات (بخشیدن) و مرگ فروگذاشته.

L’Inconnue de la Seine یا بیگانه‌ی رودِ سِن

در اواخرِ دهه‌ی 1880، جنازه‌ی دختری جوان را از رودِ سِن بیرون می‌کِشَند؛ دختری که احتمالاً خودکشی کرده بود، اما با این وجود لبخندی بر لب داشته، گویا “عاشقِ از کف دادنِ زندگی” بوده باشد. لگراند، در ترکِ چهارمِ آلبوم، L’Inconnue، از این دخترِ بیگانه می‌خواند. “یک دو سه چهار پنج شش هفت، همه‌ی دخترها آماده نیستن، به سمتِ کلیسا و به سمتِ رودِ سن، با همه‌ی قلب و همه‌ی صدماتِشون، فرشته‌ی کوچولو و بیگانه، قدیس، هرزه و روراست.” تنظیمِ این کار خیلی جالب است؛ صدای ویکتوریا فضا را پُر می‌کند، حتی بیشتر از قبل. انگار در یک سالنِ کلیسای بزرگ آواز می‌خواند و خطوطِ مقدس را ادا می‌کند. او از تزلزلِ دختران می‌خواند، تزلزلی که آن دخترک را از کلیسای عظیم و مذهبِ ستون‌دارَش به رودِ جاریِ سن کشاند. از لبخندی که بر لب داشت می‌خواند؛ دنیا به لبخندِ آن دختر عشق ورزید، او با مرگ، با زایمان، با “هدر رفتن”، به چیزی که می‌خواست رسید؛ زیبایی. مثل نورِ ستاره‌ای که آسمان شب را زینت می‌بخشد اما احتمالاً الان مرده است. دنیا مبهوت می‌ماند، که چطور با دیدنِ آن لبخند، برای لحظه‌ای دست از جست‌وجو می‌کِشَد. اینکه چطور یک لبخند، آنهم حین انداختنِ خود در رودِ سن، نه فقط حیات را بلکه همه چیز را به سخره می‌گیرد. او دختر بود، بازیگوش و اغواگری که عمیق‌ترین فلسفه‌ها و ایمان‌ها را به سخره‌ می‌گیرد.

ایدی سجویک

اما این ترک، تنها باری نیست که بیچ‌هاوس با دخترانِ ناکام اعلام همدردی می‌کند. در ترکِ Girl of the Year از دخترِ سالِ 1965، ایدی سجویک می‌خواند. او از مدل‌های اندی وارهول بود، از آن دسته دخترانی که از حالتِ چشمانش می‌شد به فشار و افسردگی‌ش پی برد. لگراند او را دختری “زیبا، در عینِ حال دارای مشکلات و گرفتاری” می‌خواند؛ این آهنگ، قطعاً از غمگین‌ترین کارهای آلبوم بشمار می‌رود. “بپوش تا دربیاری، فسرده شو تا [خود را در یادها] بفشاری، تمامِ شب.” ایدی در جوانی و اوجِ شهرت درگذشت. در ترکِ آخرِ آلبوم، Last Ride نیز، به خواننده‌ی زن، Nico اشاره می‌شود. او در روزی تابستانی با دوچرخه به شهر می‌رود، در طولِ مسیر، از دوچرخه‌ می‌افتد و دچارِ خونریزی مغزی می‌شود و جان می‌دهد.

آلبومِ “7” همانطور که اشاره شد، هفتمین آلبومِ گروه است، اما یقیناً این دلیل برای نامگذاریِ آلبوم کافی نیست. الکس عددِ هفت را بسیار به یک شبیه می‌بیند، و آن را نقطه‌ای ایده‌آل برای شروعی دیگر می‌داند. با انتشارِ این آلبوم، تعدادِ ترَک‌های گروه هم به عدد 77 می‌رسد؛ اما همه‌ی این تشابهاتِ عددی، در مقابلِ مفهومی بزرگتر مضحک است؛ به‌شخصه انتخابِ یک عدد به عنوانِ نامِ آلبوم را، انتزاعی‌ ساختنِ آلبوم تا سرحدِ امکان می‌بینم. یک عدد، که همه‌ی ما می‌دانیم چیست، اما وقتی از آن حرف می‌زنیم، بدونِ توسّل به تجربه و مثال نمی‌توانیم آن را ادا کنیم. مثلِ بسیار از چیزهای دیگر در سرتاسرِ آلبوم، که ناچاراً سازهای موسیقی باید آنها را بیان کنند. ترکِ L’Inconnue، برخلافِ نامش، فضایی دارد که بیگانه نیست. در حقیقت، لبخندی که آن دختر حین خودکشی بر لبان داشته، نیاز به توضیح ندارد؛ این لبخند، این فرار از واقعیت و پناه به درونِ خانه‌ی شیشه‌ای دخترانه برای همیشه، چیزیست شبیه به عددِ “7”، که همه‌ درک می‌کنیم ولی قادر به توضیحَش جز با توسل به چیزهایی مغایر با ذاتِ آن، نیستیم. “دخترِ کوچولو، به تو می‌شد عشق ورزیده بشه؛ دخترِ کوچولو، به تو باید عشق ورزیده می‌شد. اون لحظه‌ای که می‌گی می‌دونی، همون‌ لحظست [که بهت عشق ورزیده شده.]” در حقیقت، این خط، پیوندی مابینِ جهان ذهنی و حقیقی برقرار می‌کند. پیوندی که جوینده‌ی حقیقت، با بدبینی کنار می‌زند.

Victoria Legrand, Alex Scally

شاید نقطه‌ی اوجِ آلبوم، ترکِ Drunk in LA باشد. این ترک، شروعِ یک نقطه‌ی پایانیست به اسمِ “مرگ”. لگراند از دواندنِ اسب‌ها در ذهن می‌خواند [پناه گرفتن در دنیای کوچکِ درون]، و قلبِ خودش را، که به دنبالِ زیبایی و اغواگریست، به اندازه‌ی اسبی دونده، زنده، وحشی و تپنده می‌بیند؛ او برای زیبایی به چیستیِ آن فکر نمی‌کند، مثل اسبی که بی‌جهت می‌تازد. برای اسب، پیری و چاق شدن و از دست دادنِ توانِ دویدن، حتمیست. مثل شکستنِ خانه‌ی شیشه‌ای دختر. پس او نیچه‌وار به سرنوشتِ خود عشق می‌ورزد. نه اینکه آن سرنوشت را به عنوانِ حقیقتی تلخ بپذیرد، بلکه آنرا زیبا می‌بیند. او به “از کف دادنِ زندگی، عشق می‌وَرزَد.” بدین جهت است که از یک دختر، مادری بیرون می‌آید؛ با زیرکی فقط درظاهر نشان می‌دهد خانه‌ی شیشه‌ای‌اش شکسته، اما در حقیقت هنوز در درون دختریست، عاشقِ زیبایی و سادگی، که با حقیقتِ فناپذیر بودنِ رویاهایش همان رفتارِ دخترانه را دارد؛ به آنها با آویختنِ زیورآلات، زیبایی می‌بخشد و بدان عشق می‌ورزد. او به مرگ عشق می‌ورزد.

درمجموع، آلبوم “7” را باید قدمی مثبت و روبه‌جلو برای یکی از بهترین گروه‌های موسیقی معاصرِ خودمان قلمداد کرد. گروه می‌توانست در دایره‌ی امنِ خود، حرکتش را ادامه دهد و هوادارانِ خاصَش را راضی نگاه دارد، اما ترجیح داد خطر کند و فضایش را کمی تغییر دهد؛ کاری که یقیناً ویکتوریا و الکس جسارتِ انجامش را برای چند‌ ده بارِ دیگر خواهند داشت.

برچسب ها

6 نظرها “نگاهی به آلبوم 7 از Beach house”

  1. MUSER گفت:

    صداشون اصلا به خودشون نمیخوره ممنون .

  2. guitsh گفت:

    کاش دیسکوگرافی این گروه رو هم بذارین.ممنون

  3. amin گفت:

    فوق العاده بود
    خواهش میکنم برای آلبوم های خوب دیگه ای هم که ریلیز میشه اینچنین بررسی ای رو داشته باشید
    با تشکر

  4. Alireza Alireza گفت:

    لطفا لینک دانلود آلبوم رو هم بذارین.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *