سون تونز,دانلود,موزیک,موسیقی,آهنگ خارجی,دیسکوگرافی,آیتونز,آهنگ,آلبوم

نگاهی به آلبوم Visions از Grimes

No Rating

هنر، زاییدنیست. نمی‌توان برای خلقِ اثری هنری، به علوم و برنامه‌های سفت و سخت توسل جست. در وهله‌‌ی اول، خلقِ اثرِ هنری روحیه‌ای دیونیسوسی می‌طلبد. روحیه‌ای خمرآلود که نه تنها همراه با تولدِ شوکرانْ نوشِ بزرگِ تاریخ از نظرها پنهان شد بلکه مورد استحقار و اهانت نیز قرار گرفت. اما با این وجود، حتی در اعصارِ طلایی یونان، هنر وجود داشته است. چه نیازی به هنر است در دورانی که همه چیز بر سرِ انگشتِ آپولون در گردش است؟ انسان هرگز نمی‌توانست روحیه‌ی دیونیسوسیِ خود را نادیده بگیرد، حتی وقتی سعادتِ خود را در نادیده گرفتنش یافت.

“خیالات”، اثریست که خواننده، آهنگساز و تنظیم‌کننده‌ی کانادایی، گرایمز، در زمانی کمتر از سه هفته خلق می‌کند. گره‌های هرگز حل نشده‌اش را با خود به اتاقی تاریک می‌برد، سه هفته همراهِ خود حبس می‌کند و “خیالات” را خلق می‌کند. بدونِ برنامه‌، سردرگم و تحتِ تأثیر موادِ مخدر، مهمترین اثرِ هنریِ دورانِ حرفه‌ای‌اش به دنیا می‌آید؛ اثری که با سفر در میانِ ترَک‌هایش، متوجه می‌شوید زوالِ کار از دستِ خودِ هنرمند نیز در رفته است. دردهای زندگی‌اش را با جملاتی نصفه و نیمه می‌آمیزد و هرجایی که احساس کند زمانش رسیده، روی موسیقی‌ تخلیه می‌کند. کلِیر بوشِر، در زندگیِ شخصی‌اش نیز همانقدر آشفته است که در “خیالات” و دیگر آلبوم‌هایش می‌شنَوید. او مورد تعارض و تجاوز جنسی قرار گرفته بوده و با مشکلاتِ اگزیستانسیالیستیِ متعددی دست و پنجه نرم کرده است. از ابرازِ آشفتگی خود در کارهایش ترسی ندارد. برای خلقِ “خیالات”، کمتر از آپولون و بیشتر از دیونیسوس کمک می‌گیرد. موسیقی را، نه تلاشِ ذهنی و منطقی خود، بلکه “هدیه‌ای از سوی خداوند” می‌داند. او یک هنرمند واقعیست. هنرمندی که خود را برای خلقِ آثارش، خُرد می‌کند و از خود می‌گذرد. هنرمندی که می‌داند با انتشارِ هر آلبوم، دیگر آن آدمِ سابق نیست، و آمادگی پشتِ سرگذاشتنِ خود را در هر آنْ دارد.

به عنوانِ مثال، یکی از سینگل‌های آلبوم، که به انتخابِ پیچفورک بهترین سینگلِ پنج سالِ اولِ دهه‌ی 2010 بود، به ارتباطِ شخصی‌اش با شب‌های تاریک و هراسی که از آن دارد، می‌پردازد. Oblivion یا نسیان، فرزندِ ترس‌های بوشِر پس از تعارضاتیست که به او در سنین پایین‌تر صورت گرفته است. »هیچ‌وقت شب، دیروقت به پیاده‌روی نمی‌رَم، این نظرِ منه، چون ممکنه کسی از پشتِ سرِت بیاد و گردنت رو بشکنه، همیشه بیاد و متوجه نباشی. حال همیشه به پشتِ سرِ خود نگاه می‌کنم، و تا ابد منتظر می‌مونم.« در موزیک‌ویدیوی این کار، او را سراسر گرفتار در میانِ مذکرهایی می‌بینیم که به او خیره‌اند و یا از او عبور می‌کنند. او برای مواجهه با ترس‌هایش، به پیشِ روانپزشک نمی‌رود؛ ترس‌هایش را می‌نویسد و می‌سُراید و در آهنگ‌هایش پنهان می‌کند، تا بلکه برطرف شوند. او ترس‌هایش را می‌زاید.

تمامِ آلبوم با سازهای الکترونیکی اجرا شده است. گرایمز برای خلقِ موسیقی، پای لپتاپ بوده است؛ او دمی آرام نمی‌شناسد. برخی آهنگ‌های آلبوم در تنها یک روز خلق شده‌اند. مسلماً این فقط زمانیست که مستقیماً به چشم می‌آید. رنجش و عمقی که در پَسِ هریک از این کارها خوابیده، به مراتب بیش از اینهاست. کلِیر بوشر دانشجوی انصرافیِ علومِ شناختیِ دانشگاهِ مک‌گیلِ کاناداست. او تعریف می‌کند که چطور درسی تحتِ عنوانِ الکتروآکوستیک، که مطالبِ زیادی از ارتباطِ مغز و موسیقی را در بر دارد، برروی دیدگاهش به موسیقی اثر گذاشته است. او قفسه‌های ذهنش را از کتبی که با وسواس انتخاب کرده، پر می‌کند، و برای نوشتنِ کتابِ جدیدش، آن‌ها را بدونِ کوچک‌ترین وسواسی پخشِ زمین می‌کند و در آن‌ها غوطه‌ور می‌شود.

او برای مواجهه با ترس‌هایش، نزدِ روانپزشک نمی‌رود؛ ترس‌هایش را می‌نویسد و می‌سُراید و در آهنگ‌هایش پنهان می‌کند، تا بلکه برطرف شوند. او ترس‌هایش را می‌زاید.

Genesis یا پیدایش، از سینگل‌های دیگرِ آلبوم است که شاید بیشتر به خاطرِ موزیک‌ویدیوی بدیع و جذابش شناخته شده باشد. جالب توجه است که کارگردانیِ این موزیک‌ویدیو را نیز خودِ گرایمز انجام داده و از این جهت می‌توانِ رنگ و بوی فضای فکریِ ناتمام ولی توانمندِ او را در سراسرِ این اثر دید و شنید. او خود را محدود نمی‌کند؛ به ناخودآگاهِ خود اجازه می‌دهد تا فضاهای خالی را آنطور که درست به نظر می‌رسد، پُر کند. سخت نمی‌گیرد. از مهمانی که در یکی از کنسرت‌هایش می‌بیند دعوت می‌کند تا نقشی مهم در موزیک‌ویدیویش بازی کند. مشخصاً وقتِ زیادی صرفِ دست به قلم شدن نکرده، و بیشتر به آنچه که باید باشد التفات داشته است. او نیز مانند هر انسان دیگری قادر به نادیده گرفتنِ روحیه‌ی دیونیسوسیِ خود نبوده است. »همیشه یه جورِ دیگَست. اونی که عاشقه، منَم.«

در کل، “خیالات” از آن آلبوم‌های نوآورانه‌ست. تمرکز روی پایه‌ها، ریتم‌های ساده و جزئی، که می‌توانند زیربنایی برای آلبوم‌های بسیاری باشد. آلبوم سفریست برق‌آسا و گاهاً بی‌معنا و پست‌مدرن، سفری که تاریک است اما امیدوار. کلیر، پس از انتشار این آلبوم، مدتی طولانی سکوت کرد و سپس آلبومِ Art Angels را منتشر نمود. آلبومی که شاید نتوانست آن‌قدرها طرفدارانِ سنّتی او را راضی نگاه دارد، اما نشان از عبورِ قدرتمندانه‌ی این دختر از مسائل و مشکلات سابقش داشت؛ او دست در دستِ دیونیسوس در دلِ تاریکی رقصید و به همراهِ او از روی مرزهای هستیِ خود پرید و عبور کرد.

این آلبوم را میتوانید از اینجا دانلود کنید.

بهروز شجاعیان

برچسب ها

یک نظر روی “نگاهی به آلبوم Visions از Grimes”

  1. ahmad 23 گفت:

    عاشقشم. یک هنرمند واقعی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *